زاویه دید در تصمیم گیری یک مدیر

به یاد داشته باشید آنچه که درست است همیشه محبوب نیست... و آنچه که محبوب است همیشه حق نیست

گروهی ازبچه هادر نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند...


یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده !

تنها یکی ازبچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد... 

۳بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همانجا خوابشان برد ! 

قطار درحال آمدن بود، وسوزن بان تنها میبایست تصمیم صحیحی بگیرد. او میتواند مسیر قطار را تغییر داده و آنرا به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و  از این طریق جان ۳ فرزند را نجات دهد و ۱ کودک قربانی این تصمیم گردد و یا میتواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد... 


سوالاگر شما به جای سوزنبان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی میگرفتید؟!!

بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات ۳ کودک انتخاب کنند و ۱ کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از نظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم صحیح به نظر برسد اما از دیدگاه مدیریتی چطور .... ؟ 


در این تصمیم، آن ۱ کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خودکودک دیگر) که تصمیم گرفته بودند در آنمسیر اشتباه و خطرناک، بازیکنند، قربانی میشود.

این نوع معضل هر روز در اطراف ما، در اداره و ... اتفاق میافتد، اقلیت قربانی اکثریت احمق و یانادان میشوند...!

کودکی که موافق با انتخاب بقیه افراد برای مسیر بازی نبود طرد شد و در آخر هم او قربانی این اتفاق گردید و هیچ کس برای او اشک نریخت. کودکی که ریل از کار افتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمیکرد که روزی مرگش اینگونه رقم بخورد...

اگر چه هر  ۴ کودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک تنها قربانی تصمیم اشتباه آن ۳ کودک دیگر که آگاهانه تصمیم به آن کار اشتباه گرفته بودندشد !!!

اما با این تصمیم عجولانه نه تنها آن کودک بی گناه و عاقل جانش  را  از دست  داد  بلکه  زندگی  همه  مسافران  را  نیز  به  خطر  انداخت  زیرا ریل از کار افتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم 

شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن۳ کودک احمق نبود.!!!

مسافران قطار را میتوان به عنوان تمامی کارمندان یک سازمان یا اداره فرض کرد و گروه مدیران را همان کودکانی در نظر گرفت که میتوانند سرنوشت سازمان (قطار) راتعیین کنند...

گاهی در نظر گرفتن منافع چند تن از مدیران که به اشتباه تصمیمی گرفته اند، منجر به از دست رفتن منافع کل آن سازمان یا اداره خواهد شد و این همان قربانی کردن صدها نفر برای نجات این چند نفر است...

زندگی کاری همه مدیران پر است از تصمیم گیریهای دشوار . 

با عدم اتخاذ تصمیمات صحیح به سبک مدیریتی، به پایان زندگی مدیریتی خود خواهید رسید...  

 

1

/ 0 نظر / 37 بازدید